سفارت عشق
  
 
 
دی 1384
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
 
آرشیو

مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 5 دی ماه سال 1384

کاش عاشق نمی شدم

 

 

کاش عاشق نمی شدم

 

یالااقل این همه صادق نمی شدم

 

کاش عاشقانه هانبود

 

یالااقل صادقانه هانبود

 

کاش تورانمی دیدم

 

یالااقل تورانمی چیدم

 

کاش این چاله ها نبود

 

یالااقل ناله ها نبود

 

کاش آشنایی ها نبود

 

یالااقل در پشت جدایی هانبود

 

کاش درکم نمی کردی

 

یالااقل ترکم نمی کردی

 

کاش دل غمگین نبود

 

یالااقل رحمگین نبود

 

کاش نگاهم نمی کردی 

 

یالااقل صدایم نمی کردی

 

کاش غافل نمی شدم

 

یالااقل عاقل نمی شدم

 

کاش دل گریان نبود

 

یالااقل نالان نبود

 

کاش برایم نمی خواندی

 

یالااقل پیشم نمی ماندی

 

کاش محبت ها نبود

 

یالااقل صداقت ها نبود

 

کاش نگاهت نمی کردم

 

یالااقل دلم را هوایت نمی کردم

 

کاش عاشق نمی شدم

 

یالااقل این همه صادق نمی شدم

 

 

 

 


 
دوشنبه 16 آبان ماه سال 1384
تو می خواهی منو تنها بذاری

امروز لحظه ی سخت جدایی است

 

امروز روز مرگ نگاهی است

 

لحظه ی عاشقانه خفتن

 

نگاه عاشقانه مردن

 

امروز از آسمان اشک می آد

 

غصه می آد،غبار و ماتم می آد

 

امروز دلت می ره به آسمون

 

پر می کشه از دنیای قرون

 

تو می خواهی منو تنها بذاری

 

بری غم رو،رودلم جابذاری

 

امروزشاپرک ها می میرند

 

قاصدک ها پرپر،عاشقانه می گریند

 

امروزبدترین روززندگی

 

تومی خواهی منو تنهابذاری

 

تومی ری غم می مونه توی دلم

 

چه آسون دل بستم به نگاهت

 

چه دل کندن سخت است از صدایت

 

چه عاشقانه من تورابوسیدم

 

تاصبح بر بالینت نالیدم

 

امروزمی خوای به دیار عاشقان کوچ کنی

 

بروی خیالاتم راهمگی پوچ کنی

 

تومی خواهی منو تنهابذاری

 

بری اشک واسه من جابذاری

 

تومی خواهی بری به شهر عاشقان

 

بری به کوچه باغ زندگی به دیار عاشقان

 

امروزلحظه ی سخت مردن است

 

غم انگیزترین لحظه ی عاشقانه خفتن است

 

بارفتنت همه چیزبرایم کور می شود

 

آسمان تیره وتار وبی نور می شود

 

به کجاپناه برم از غم بی کسی

 

بی یار شدم مردم از دلواپسی

 

تورفتی وخاطراتت بر جاست

 

خنده هایت،گریه هایت بریادهاست

 

تومی خواهی منو تنهابذاری

 

بری و ناله و غم رو دلم جا بذاری

 


 
دوشنبه 16 آبان ماه سال 1384
همه از فراق توست

 

این همه غصه و غم،همه از فراق توست

 

این همه سکوت ودرد

 

این همه شعروغزل

 

این همه عشق وشکست، همه از فراق توست

 

این همه عاشق تنها،همه بربادنشسته

 

همه ازدنیای غربت،همه از دنیای نفرت

 

چه کنم؟پایان ندارد.

 

این همه عذاب دردناک

 

توبیاپایان می یابد

 

این همه آتش خشمناک

 

دیگرنمی تابد خورشید

 

نمی خواندبلبل،نمی آید مهتاب

 

همه از فراق توست

 

چشمه ها خشکیدند

 

عاشق ها گریستند

 

چه کنم؟تاتونیایی پایان ندارد دردها

 

این همه مصیبت و تنهایی همه از فراق توست

 

 


   1      2      3      4    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 4311


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها